تگ

رضا شاه

رضا شاه، نخستین پادشاه سلسله (دودمان) پهلوی است.

داستان او به نقطه‌ای در مرز سوادکوه و فیروزکوه گره خورده است. نقطه‌ای که شاه عباس آن را ساخت و حالا مرکزی غیر قابل بازدید است.

داستان ما از این‌جا شروع می‌شود. جایی که نادرشاه ترور شد، رضای کودک جان خود را از دست داد و البته جانی دوباره گرفت. شاه‌ها را به مخاطره انداخت و شاهی دیگر را از مرگ نجات داد: کاروانسرای گدوک. این‌، داستان شاه شدن رضا است. هرچه که بخوانیدش: رضا میرپنج، رضا شصت‌تیر، رضا خان، سردار سپه، بنیانگذار ایران نوین، یا رضا پهلوی.

او در ۲۴ اسفند ۱۲۵۶ در آلاشت به دنیا آمد، در سوادکوه مازندران، از خانواده‌ای نظامی، پدرش عباسعلی خان بود، یاور یا ستوان فوج هفتم سوادکوه از افواج مازندران.

پدر بزرگش مرادعلی خان سلطان، صاحب منصب فوج سوادکوه که در جنگ هرات توسط انگلیسی‌ها کشته شد. پدرش با نوش‌آفرین آیرملو که دختری مهاجر از قفقاز و البته پس از جنگ ایران و روسیه ساکن تهران بود ازدواج کرد. پدرش که به دلایلی نامعلوم درگذشت، نوش‌آفرین نوزاد شش ماهه را به تهران برد.

اما در گردنه، در کاروانسرای گدوک، نوزاد یخ می‌زند و گمان می‌برند که او مرده است. در کنار حیوانات می‌گذارند تا روز بعد دفنش کنند. اما گرمای هوا، جان دوباره‌ای به او می دهد. به تهران می‌آیند.

سنگلج. پیش دایی اش. حالا مادر رضا با داداش‌بیگ ازدواح می‌کند. برادر نوش آفرین، ابوالقاسم بیگ، خیاط قزاق‌خانه بود و در نهایت سرپرستی رضا را بر عهده نمی‌گیرد. پول زیادی در بساط نداشته و کودک از تحصیل باز می‌ماند. رضا که ۱۴ ساله شد، به فوج سوادکوه می‌پیوندد و در فهرست افراد رزرو قرار می‌گیرد. یعنی اگر هر کدام از سوارها، بیمار یا غایب شد، او جایش را می‌گیرد. کودکی که آن قدر کوچک بوده که برای سوار شدن بر اسب، نیاز به یاری دیگران داشته است. ۱۹ ساله که می‌شود، با کشته شدن ناصرالدین شاه قاجار به دست میرزای کرمانی، فوج سوادکوه برای نگهبانی از سفارت‌خانه‌ها و مراکز دولتی راهی تهران می‌شود.

او نگهبان سفارت هلند در تهران بود. امضایی از او وجود دارد که تغییر شیفت نگهبانی این محل را نشان می‌دهد و هنوز در این محل نگهداری شده است. رضا سپس سرگروهبان محافظین بانک استقراضی روسیه در مشهد بود و پس از آن به وکیل‌باشی (گروهبان تا استوار) گروهان شصت تیر منصوب شد.

مهارتش در استفاده از مسلسلهای ماکسیم لقب رضا ماکسیم را برایش آورد. در این دوران به عنوان سربازی سخت‌جان و سرسخت مشهور می‌شود و اعتبار کسب می‌کند. همزمان با انقلاب مشروطه یکی از نیروهای محمدعلی شاه علیه مشروطه خواهان بود اما پس از فتح تهران در تیر ۱۲۸۸ همرزم مشروطه‌خواهان شد. ۹ سال بعد، همراه با سواران بختیاری و ارامنه برای خواباندن شورش‌های طرفداران محمدعلی شاه و مخالفان مشروطه ابتدا به زنجان و بعد اردبیل اعزام شد. به جنگ با قوای ارشدالدوله رفت و تا نایب اول ترفیع پیدا کرد. ۱۲۹۳ جنگ جهانی اول آغاز شده بود و سرباز قزاق‌های طرفدار روسیه علیه ملیون طرفدار آلمان بود.

اکثر این دوران را در غرب ایران به سر برد و زیر فرماندهی عبدالحسین میرزا فرمانفرما جنگید. آشنایی بهتر او با سیاست در این دوران رقم خورد. فرماندهی تیپ همدان را در این دوره بر عهده گرفت که آن زمان آتریاد همدان نام داشت. در این دوره فرماندهی دوره قوای قزاق، به اتهام ارتباط و سمپاتی با بلشویک‌ها برکنار شد. گمان‌های تاریخی بر این است که رضا خان به دلیل میهن‌پرستی‌اش، با بلشویک‌ها که حامی جنبش جنگل بودند با آن‌ها دشمنی داشته است.

این واقعه باعث شد نام رضا خان سر زبان‌ها بیفتد. این واقعه را با نام کودتای نخست رضاخان هم می‌شناسند. که احتمالا با هماهنگی احمدشاه قاجار بوده است. نامه‌های رضاخان دو ماه بعد از این واقعه با عنوان سرتیپ امضا می‌شده است. او نامه‌هایش را با عنوان رضا سرتیپ امضا می‌کرده است. در عمل فرمانده معنوی سایر افسران ایرانی بود و فرمانده‌اش استاروسلسکی مجبور بود راضی نگاهش دارد.

رضاشاه مدتی سردار سپه دولت آخر قاجار بود. 

سردار سپه، وقتی ورود فاتحانه‌ای‌ از جنوب به تهران داشتند، همه جا پایکوبی و جشن و آتش‌بازی برقرار شد. پیروزی بدون خون‌ریزی باعث اقبال زیادی برای او شد. عده‌ای منتظر بازگشت احمدشاه بودند تا او را برکنار کند اما چنین اتفاقی شدنی نبود. در سال ۱۳۰۳، دی‌ماه، او ادامه همکاری با شاه و ولیعهد را ممکن ندانست . مشیرالدوله از این جمهع خبر داد که این عمل، یعنی عزل آن‌ها طبق قانون اساسی شدنی نیست. رضاخان ناگزیر به پذیرش شد اما خواست فرمانده عالی قوا باشد و مجلس این را تصویب کند. آن‌ها پذیرفتند. در ۱۲ آبان ۱۳۰۴ فرمان برگزاری انتخابات مجلس موسسان صادر شد. رضاشاه پهلوی، در ۴ اردیبهشت ۱۳۰۵ تاجگذاری‌ را در مراسمی در تالار سلام انجام داد. تیمورشاه برگزار کننده این مراسم بود و تاج تازه‌ای برای شاه و سلسله تازه طراجی و فراهم شد. 

رضاشاه را مدافعینش پدر ایران نوین می‌خوانند و عده‌ای او را دیکتاتور منور بر اساس منورالفکری یا آن چه امروز روشنفکری‌اش می‌خوانیم می‌دانند. نوعی توسعه‌گرایی آمرانه را دنبال می‌کرده است. 

او تمام تلاشش را کرد تا مفهومی تازه از پادشاهِ کاری ارائه کند. در دوره رضاشاه، حذف تدریجی روشنفکرانی مثل محمدعلی فروغی، علی‌اکبر داور و عبدالحسین تیمورتاش مورد انتقاد قرار گرفته است.

در دوره پهلوی اول، ارتش نوین، دانشگاه تهران، راه‌آهن جنوب به شمال ساخته شد. احزابی مثل حزب تجدد از او پشتیبانی کردند، سپس حزب ایران نو و حزب ترقی حامی اولیه او بودند و سپس البته برخی از آن‌ها به عنوان مخالف، به شدت تضعیف شدند. 

رضاشاه، مدافع اصلاحات اجتماعی بود. او بانک‌های سرمایه‌گذار، فروشگاه‌های زنجیره‌ای، شبکه ارتباطی ایران، کارخانه‌های دولتی را تاسیس و گسترش داد. به خاطر آن چیزی که بر باد رفتن مشروطیت نامیده می‌شود مورد انتقاد قرار گرفته است اما موافقانی هم دارد که می‌گویند توسعه روح مشروطیت بوده و او به این بخش جنبش مشروطه بیشتر توجه کرده است. 

جنگ جهانی دوم که آغار شد، ایران اعلام بی‌طرفی کرد اما در سال ۱۳۲۰، ایران توسط متفقین اشغال شد. در نهایت مجبور شد استعفا بدهد، ایران را ترک کند و تاج و تخت پهلوی را به دست پسرش محمدرضا بسپارد. او به ژوهانسبورگ آفریقای جنوبی رفت و سه سال بعد در آن‌جا درگذشت. 

رضاشاه را مدافعینش پدر ایران نوین می‌خوانند و عده‌ای او را دیکتاتور منور بر اساس منورالفکری یا آن چه امروز روشنفکری‌اش می‌خوانیم می‌دانند. نوعی توسعه‌گرایی آمرانه را دنبال می‌کرده است. 

او تمام تلاشش را کرد تا مفهومی تازه از پادشاهِ کاری ارائه کند. در دوره رضاشاه، حذف تدریجی روشنفکرانی مثل محمدعلی فروغی، علی‌اکبر داور و عبدالحسین تیمورتاش مورد انتقاد قرار گرفته است.

در دوره پهلوی اول، ارتش نوین، دانشگاه تهران، راه‌آهن جنوب به شمال ساخته شد. احزابی مثل حزب تجدد از او پشتیبانی کردند، سپس حزب ایران نو و حزب ترقی حامی اولیه او بودند و سپس البته برخی از آن‌ها به عنوان مخالف، به شدت تضعیف شدند. 

رضاشاه، مدافع اصلاحات اجتماعی بود. او بانک‌های سرمایه‌گذار، فروشگاه‌های زنجیره‌ای، شبکه ارتباطی ایران، کارخانه‌های دولتی را تاسیس و گسترش داد. به خاطر آن چیزی که بر باد رفتن مشروطیت نامیده می‌شود مورد انتقاد قرار گرفته است اما موافقانی هم دارد که می‌گویند توسعه روح مشروطیت بوده و او به این بخش جنبش مشروطه بیشتر توجه کرده است. 

جنگ جهانی دوم که آغار شد، ایران اعلام بی‌طرفی کرد اما در سال ۱۳۲۰، ایران توسط متفقین اشغال شد. در نهایت مجبور شد استعفا بدهد، ایران را ترک کند و تاج و تخت پهلوی را به دست پسرش محمدرضا بسپارد. او به ژوهانسبورگ آفریقای جنوبی رفت و سه سال بعد در آن‌جا درگذشت. 

داستان غم انگیز مادر رضاشاه نوش‌آفرین آیرملو

در سال ۱۲۳۹ نوش‌آفرین آیرملو از مهاجران گرجستانی از قفقاز، متولد شد. آن‌ها در دوره قاجار به ایران کوچ کردند و در کشور ما ساکن شدند. او به همسری عباسعلی داداش‌بیگ درآمده و مادر رضا شاه پهلوی شد. پسری که در سال ۱۳۰۴ دودمان پهلوی را…

مختصر و مفید: رضا شاه پهلوی

رضاشاه پهلوی، از تولد تا مرگ و پس از آن همواره مورد بحث و توجه بوده است. در این ویدئو، مروری مختصر می‌بینید بر زندگی رضاشاه. برای تماشای خبرهای دیگر، عکس‌ها و موارد حاشیه‌ای مربوط به پهلوی اول می‌توانید از لینک برچسب رضاشاه بازدید کنید.…

عکس قدیم: رضا پهلوی (سردار سپه) در جمع جمهوری‌خواهان

پیش از تاسیس سلسله پهلوی، رضا سردار سپه که به دنبال اعلام جمهوریت در ایران بود، قصد داشت نظر جمهوری‌خواهان را عمل کند اما روحانیون و برخی از عوامل سیاسی در ایران نپذیرفتند و در نهایت او پادشاهی اعلام کرد و سلسله پهلوی را تاسیس کرد.…

عکس لحظه دیدار سردار سپه و احمدشاه قاجار (پیش از به شاهی رسیدن رضاشاه)

رضاشاه پیش از دوره پهلوی سردار سپه (وزارت جنگ) احمدشاه قاجار بود. عکس‌های کمی از آن زمان موجود است که یکی از باکیفت‌ترین‌های آن‌ها را که تا به حال کمتر دیده شده است با هم می‌بینیم: برای دسترسی به عکسهای قدیمی تاریخی، می‌توانید به…